به حکومت فصل ها تن داده ایم

خرید بک لینک

به حکومت فصل ها تن داده ایم

آنجا که پاییز غمگین ترین باران را روایت کرد؛

مردی بود

که نمیخواست با این قصه خوابش بگیرد.

یا روایت زمستان؛

از زنی تنها

که دیگر

جیب هایش برای گرم کردن دستهایش کافی نبود.

بهار؛

نوبت روایت ما بود

ما راویان خوشبختی بودیم

از پنجره هایی که بوی چوب باران خورده می داد

اما این ادله برای دادگاهی که فقط درد را قضاوت می کرد،

کافی نیست.

رای صادر شد:

" خوشبختی را ببرید، یک فصل دیگر انفرادی".

امروز تابستان است

و " طعم گیلاس"

برای آزادی خوشبختی کافیست.

باید گاهی آب باشی...

ما را در سایت باید گاهی آب باشی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 4:31

صفحه بندی